.gif)
باران تر از همیشه
دیروز اعتراف می کنم پس از مدت ها به دور از خستگی و تکرار و شیطنت و به دور از همه بی حوصلگی
هایم بار دیگر مادری را زیر زبانم مزه مزه کردم .
چقدر ناتوانم از ذکر تجربه های دیروزم برایت
و چقدر سرخوش
تو پس از مدت ها در آرامش سر روی پاهایم گذاشتی و عاشقانه هایم را گوش کردی
غرق در توام مادر و غرق در روزهای باهم بودن که چه سرعت گرفته است این روزها
بوی همه این 4 سال و چند ماه مشامم را پر کرده ، بی که بدانی برایت حرفها دارم
می بوسمت به افتخار هدیه کوچکی که برای روز مادر به من بخشیدی عزیزم
.gif)
موضوع :
.gif)
هفته پیش رفتی برنامه مل مل که از شبکه دو پخش می شه .
برایت یه لباس محلی دوختم که خیلی بهت میاد ، شبیه دخترهای شهر یاسوج
دیدن تصویرت از تلویزیون برایم خیلی جذاب بود عزیزم
دوستت دارم و منتظر روزها و خاطره های خوش با تو بودن هستم
عکس های مل مل و تو رو حتما می ذارم تو وبلاگت
موضوع :
غول
اسباب بازی خوار
خوابیدنت برای من یه معضله بزرگه و تو مدام در حال فرار از خوابی .gif)
بی که بدانی روزگاری می رسد که محتاج دقایق خواهی شد برای پلک بربستن
دخترم، ستاره ها را نشمرده بخواب که هرسال بر تعدادشان افزوده خواهد شد
مجبور شدم برای خواباندنت در این روزهای پر از شلوغی و سردرگمی، از
افسانه غول اسباب بازی خوار استفاده کنم .
غولی که اگر بچه ها نخوابند ،اسباب بازی هایشان را می دزدد.
و تو که عاشقانه خرست را در آغوش می کشی و نمی توانی همه ٢٣
عروسکت را بغل کنی ،مجبور به خوابیدن می شوی.
دوستت دارم و برای افسانه های ناچارم ،مرا ببخش.......gif)
موضوع :
.gif)
دلتنگ ساعت های نبودنت می شوم و دلتنگ نفس هایی که گهگاه به شماره می افتند
دلتنگ راننده ها با نگاه شیطنت آمیز به تو
دلشوره های اوایل مهر ماه را هم می شمرم
نگران می شوم که لوس نباشی در نگاه مادربزرگ
و حتی قبلم از تببلی های مقتضی سن تو درگیر می شود
چه کنم .... مادرم
برای همه چیز نگرانم و برای گرفتن بهترین تصمیم برایت دل دل می کنم
دوستت دارم ولی قول بده کمبودها را به حساب ناتوانی ها بگذاری نه نخواستن ها
.gif)
موضوع :
.gif)
فردا 18 اسفند اولین رشد اجتماعی تو رو می بینم و چه زیباست انحصار قلب من و پدرت توسط تو
فردا در یه آمفی تئاتر بزرگ ، تو قراره اولین نقش های زندگی ات را بازی کنی و من ندیده به تو خواهم بالید
قصه سوسک و قربون پاهای بلوریت برم نیست ، قصه چشم های منه که بزرگ شدنت را می شمارد.
دوستت دارم و حتما عکس هایش را برایت به یادگار می گذارم .....
عاشتم پروانه تئاتر فردا.gif)
موضوع :
تغییر مهدکودک
چند روزه درگیر تغییر مهدکودک هستم و تمام مدت آرزو می کنم که ای کاش تمام احساساتت را به من می گفتی تا من دچار حدس و تردید و دو دلی نباشم .
دلم می خواست سرت و روی پاهام بگذاری و سیر برام حرف بزنی
دلم می خواست از عذاب وجدان های من کم کنی تا برایت بی دغدغه مادری کنم مادر
بی صبرانه برای آغوش مشوشت لحظه شماری می کنم
موضوع :
یک ماه اخیر مهدکودک نرفته بود.
کلی برای رفت و آمد بین جنت آباد و امیر آباد مکافات کشیدم ولی وقتی بعد از این همه مدت رفتی مهدکودک و ظهر ازتو پرس و جو کردم گفتی که وقتی خاله بهناز و دیدم جیغ زد و بغلم کرد و من هم گریم گرفت.
موضوع :
9 روز از چهار سالگیت گذشت و تمام این 9 روز مریض بودی ولی خدا را شکر که هستی و خدا را شکر که ساده بیماری !
تقسیم کن با من این چهارسالگی زیبا و پر از دغدغه اسباب بازی را
قدری دوباره برایم لالایی را مزه کن و قصه های نشنیده را
شلوغی و بی حوصلگی مادرانه و اخم پدرانه را برای من نیز دوباره تجربه کن
که بی اینها هیچ دلخوشی در سی سالگی نخواهی داشت .
خیس گریه های این روزها شو
نرم دستهایی شو که در موهایت گره می خورند که کمیاب می شوند در
سی سالگی
برای تنهایی عروسکت و حتی برای مرگ زنبوری که می توانست نیشت بزند ، اشک بریز ولی چهارسالگی را عشق کن
موضوع :
-
تولدت مثل هرسال یه سریاله جذابه برای من
-
امسال تولدت افتاده توی محرم و من نتونستم یه تولد کلی برات بگیرم ولی مثل هرسال همه دوستا و فامیل به ما لطف داشتند. همه برایت به فواصل مختلف تولد گرفتند و من خیلی خوشحالم که برای خیلی ها به غیر از من مهمی عزیزم .
-
قبل از محرم دوستای مهدکودک برات تولد گرفتند، جمعه ای که گذشت خانواده پدرت و امشب که همه خونه مامان من هستیم ، یلدا رو با خنده های تو جشن می گیریم.
-
چهار سالگیت را زندگی کن که دیگر تکرار نمی شود.
-
چهار سالگیم را به من بازگردان یا خلاصم کن همزاد
-
-
-
مرا به خود وامگذار که حسرت می کشم چهارسالگی ام را
-
و با تو ای بهترین، دوباره فرصت زیستنش را دارم، مرا به خود وا مگذار
موضوع :




