بستن
تبلیغات در نی نی وبلاگ
باران قشنگم
باران قشنگم
می نویسم برایش به یادگار�

niniweblog.com

باران تر از همیشه

دیروز اعتراف می کنم پس از مدت ها به دور از خستگی و تکرار و شیطنت و به دور از همه بی حوصلگی

 هایم بار دیگر مادری را زیر زبانم مزه مزه کردم .

چقدر ناتوانم از ذکر تجربه های دیروزم برایت

و چقدر سرخوش

تو پس از مدت ها در آرامش سر روی پاهایم گذاشتی و عاشقانه هایم را گوش کردی

غرق در توام مادر و غرق در روزهای باهم بودن که چه سرعت گرفته است این روزها

بوی همه این 4 سال و چند ماه مشامم را پر کرده ، بی که بدانی برایت حرفها دارم

می بوسمت به افتخار هدیه کوچکی که برای روز مادر به من بخشیدی عزیزم

niniweblog.com

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 15:08 | يکشنبه 24 ارديبهشت 1391 توسط نرگس درخشانی

باران با گلی در برنامه مل مل



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 15:34 | يکشنبه 10 ارديبهشت 1391 توسط نرگس درخشانی

niniweblog.com

هفته پیش رفتی برنامه مل مل که از شبکه دو پخش می شه .

برایت یه لباس محلی دوختم که خیلی بهت میاد ، شبیه دخترهای شهر یاسوج

دیدن تصویرت از تلویزیون برایم خیلی جذاب بود عزیزم

دوستت دارم و منتظر روزها و خاطره های خوش با تو بودن هستم

عکس های مل مل و تو رو حتما می ذارم تو وبلاگت



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 15:21 | يکشنبه 10 ارديبهشت 1391 توسط نرگس درخشانی

 

غول  niniweblog.com  اسباب بازی خوار

 

خوابیدنت برای من یه معضله بزرگه و تو مدام در حال فرار از خوابی  niniweblog.com

 

بی که بدانی روزگاری می رسد که محتاج دقایق خواهی شد برای پلک بربستن

دخترم،‌ ستاره ها را نشمرده بخواب که هرسال بر تعدادشان افزوده خواهد شد

مجبور شدم برای خواباندنت در این روزهای پر از شلوغی و سردرگمی،‌ از

 افسانه  غول اسباب بازی خوار استفاده کنم .

غولی که اگر بچه ها نخوابند ،‌اسباب بازی هایشان را می دزدد.

و تو که عاشقانه خرست را در آغوش می کشی و نمی توانی همه ٢٣

عروسکت را بغل کنی ،‌مجبور به خوابیدن می شوی.

دوستت دارم و برای افسانه های ناچارم ،‌مرا ببخش......niniweblog.com

 

 

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 16:28 | شنبه 26 فروردين 1391 توسط نرگس درخشانی

niniweblog.com

دلتنگ ساعت های نبودنت می شوم و دلتنگ نفس هایی که گهگاه به شماره می افتند

دلتنگ راننده ها با نگاه شیطنت آمیز به تو

دلشوره های اوایل مهر ماه را هم می شمرم

نگران می شوم که لوس نباشی در نگاه مادربزرگ

و حتی قبلم از تببلی های مقتضی سن تو درگیر می شود

چه کنم .... مادرم

برای همه چیز  نگرانم و برای گرفتن بهترین تصمیم برایت دل دل می کنم

دوستت دارم ولی قول بده کمبودها را به حساب ناتوانی ها بگذاری نه نخواستن ها

niniweblog.com



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 13:22 | دوشنبه 14 فروردين 1391 توسط نرگس درخشانی

 

niniweblog.com                                                                                 niniweblog.com

  فردا 18 اسفند اولین رشد اجتماعی تو رو می بینم و چه زیباست انحصار قلب من و پدرت توسط تو

فردا در یه آمفی تئاتر بزرگ ، تو قراره اولین نقش های زندگی ات را بازی کنی و من ندیده به تو خواهم بالید

قصه سوسک و قربون پاهای بلوریت برم نیست ، قصه چشم های منه که بزرگ شدنت را می شمارد.

دوستت دارم و حتما عکس هایش را برایت به یادگار می گذارم .....

عاشتم پروانه تئاتر فرداniniweblog.com

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 14:36 | چهارشنبه 17 اسفند 1390 توسط نرگس درخشانی

تغییر مهدکودک

چند روزه درگیر تغییر مهدکودک هستم و تمام مدت آرزو می کنم که ای کاش تمام احساساتت را به من می گفتی تا من دچار حدس و تردید و دو دلی نباشم .

دلم می خواست سرت و روی پاهام بگذاری و سیر برام حرف بزنی

دلم می خواست از عذاب وجدان های من کم کنی تا برایت بی دغدغه مادری کنم مادر

بی صبرانه برای آغوش مشوشت لحظه شماری می کنم

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 15:57 | سه شنبه 2 اسفند 1390 توسط نرگس درخشانی

یک ماه اخیر مهدکودک نرفته بود.

کلی برای رفت و آمد بین جنت آباد و امیر آباد مکافات کشیدم ولی وقتی بعد از این همه مدت رفتی مهدکودک و ظهر ازتو پرس و جو کردم گفتی که وقتی خاله بهناز و دیدم جیغ زد و بغلم کرد و  من هم گریم گرفت.

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 13:59 | يکشنبه 9 بهمن 1390 توسط نرگس درخشانی

9 روز از چهار سالگیت گذشت و تمام این 9 روز مریض بودی ولی خدا را شکر که هستی و خدا را شکر که ساده بیماری !

تقسیم کن با من این چهارسالگی زیبا و پر از دغدغه اسباب بازی را

قدری دوباره برایم لالایی را مزه کن و قصه های نشنیده را

شلوغی و بی حوصلگی مادرانه و اخم پدرانه را برای من نیز دوباره تجربه کن

که بی اینها هیچ دلخوشی در سی سالگی نخواهی داشت .

خیس گریه های این روزها شو

نرم دستهایی شو که در موهایت گره می خورند که کمیاب می شوند در

 سی سالگی

برای تنهایی عروسکت و حتی برای مرگ زنبوری که می توانست نیشت بزند ، اشک بریز ولی چهارسالگی را عشق کن

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 14:51 | دوشنبه 5 دی 1390 توسط نرگس درخشانی

  • تولدت مثل هرسال یه سریاله جذابه برای من
  • امسال تولدت افتاده توی محرم و من نتونستم یه تولد کلی برات بگیرم ولی مثل هرسال همه دوستا و فامیل به ما لطف داشتند. همه برایت به فواصل مختلف تولد گرفتند و من خیلی خوشحالم که برای خیلی ها به غیر از من مهمی عزیزم .
  • قبل از محرم دوستای مهدکودک برات تولد گرفتند، جمعه ای که گذشت خانواده پدرت و امشب که همه خونه مامان من هستیم ، یلدا رو با خنده های تو جشن می گیریم.
  • چهار سالگیت را زندگی کن که دیگر تکرار نمی شود.
  • چهار سالگیم را به من بازگردان یا خلاصم کن همزاد
  •  
  •  
  • مرا به خود وامگذار که حسرت می کشم چهارسالگی ام را
  • و با تو ای بهترین، دوباره فرصت زیستنش را دارم، مرا به خود وا مگذار


موضوع :

نوشته شده در تاريخ 14:35 | دوشنبه 5 دی 1390 توسط نرگس درخشانی
صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد
درباره وبلاگ

آرشيو مطالب

صفحات وبلاگ

آخرين مطالب

موضوعات

پيوند ها

آمار وبلاگ








كد تقويم


فال حافظ


فال حافظ

كد موسيقي براي وبلاگ